امروزه با تحولات چشمگیر در حوزه فناوریهای نوین و
سرعت باورنکردنی توسعه هوش مصنوعی، دانشآموزان و معلمان باید بدانند در چه دنیایی
قدم میگذارند. آموزش فناوری و هوش مصنوعی در نظام تعلیم و تربیت باید همان جایگاهی
را پیدا کند که آموزش زبانهای خارجی در دهههای گذشته پیدا کرد و به یک آموزش کیفی
و فراگیر تبدیل شود.
اگر شرایط
امروز را با سال ۱۳۹۸ و آغاز شیوع کرونا مقایسه کنیم، وضعیت آموزش کشور کاملاً
متفاوت شده است و تحول زیرساخت های آموزشی سرعت بیشتری به خود گرفته است. امروز
محصولات متعددی در حوزه هوش مصنوعی با توانمندی دانشآموزان تولید و توسعه یافته و
موضوع عدالت آموزشی نیز شکل تازهای به خود گرفته است.
افزایش کیفیت
آموزش با استفاده از فناوریهای نوین و دسترسی همه دانشآموزان کشور به محتوای
فاخر آموزشی، بهویژه در مناطق دورافتاده، از طریق اتصال مدارس شبانهروزی عشایری
به شبکه ملی اطلاعات، تجهیز مدارس به تلویزیونهای هوشمند و توسعه عدالت آموزشی از
طریق فناوری از جمله اقدامات انجامشده در این حوزه است که در دولت چهاردهم اجرا
شده است و در فهرست اولویت های اصلی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات بوده است.
امروزه باید
بین آموزش فناوری و استفاده از فناوری در توسعه آموزش تفکیک قائل شد. این دو موضوع
مسیرهای مستقلی هستند که هر دو برای آینده نظام آموزشی ضروریاند. نقش آموزگار به
عنوان عنصر هویتساز هرگز از بین نخواهد رفت، اما اگر بین «آموزگار» و «آموزنده»
تفاوت قائل شویم، نقش آموزشدهنده به شکل فعلی تغییر خواهد کرد؛ زیرا ابزارهای نوین
با بیان بهتر، تعامل بیشتر و دسترسی گستردهتر به منابع، توانایی ارائه آموزش را
دارند. بنابراین با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از آموزشهای دانشگاهی و نظری قابلیت
انتقال به ابزارهای فناورانه را دارند، ضرورت ایجاب می کند در خصوص میزان استمرار
شیوههای سنتی آموزش و تحول در فرایندهای آموزشی بازنگری و تصمیمگیری شود. از
طرفی باید به این نکته نیز توجه شود که مراد از مدارس دیجیتال فقط به معنای تجهیز
فیزیکی مدارس نیست، بلکه باید فرآیندهای آموزشی، تعامل، آزمون و ارزیابی به صورت دیجیتال
انجام شود. در این صورت ابزارهای گستردهای در اختیار نظام آموزشی قرار میگیرد و
میتوان مسیر یادگیری دانشآموز را به صورت دقیق تحلیل کرد؛ از زمان و مکان
استفاده از محتوای آموزشی گرفته تا نحوه تعامل او با منابع یادگیری در این فضا
قابل ارزیابی و تحلیل است.
خوشبختانه اسناد
کافی و قوانین حمایتی لازم برای تحول دیجیتال در آموزش وجود دارد و آنچه امروز بیش
از هر چیز دیگر مورد نیاز است، اراده جدی برای اجراست که این عزم و اراده در کشور
وجود دارد. در حال حاضر شخص رئیسجمهور، وزارت ارتباطات و وزارت آموزش و پرورش با
جدیت این موضوع را دنبال میکنند، در حالی که در سالهای گذشته بیشتر درباره آینده
این فناوریها صحبت میشد، از طرفی اکنون خود مسئولان آموزش و پرورش پیشگام اجرای
این برنامهها هستند.
همزمان با این
رویکردها در جامعه، مردم نیز همگام با پیشرفتهای هوش مصنوعی در جهان، برای دریافت
پاسخ بسیاری از پرسشهای خود به ابزارهای هوش مصنوعی مراجعه میکنند و این روند دیگر
قابل بازگشت نیست. نسل جدید به طور قطع از این ابزارها استفاده خواهد کرد؛ بنابراین
اگر ابزارهای کارآمد، بهروز و مبتنی بر محتوای مورد تأیید نظام آموزشی در اختیار
آنها قرار نگیرد، ابزارهای خارجی نه تنها نرمافزار، بلکه مغزافزار خود را نیز به
جامعه تحمیل خواهند کرد.
متولیان و
سیاستگذاران و بطور کلی نظام حاکم بر کشور باید به موازات رشد و توسعه فناوریهای
جدید، شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه را متناسب با این تغییرات هماهنگ و متعادل
کنند. امروزه موضوع فقط آموزش ریاضی یا علوم نیست، بلکه مباحث هویتساز، فرهنگی و
تمدنی نیز در این حوزه مطرح است و از همین رو، حکمرانی بر محتوای آموزشی اهمیت ویژهای
دارد.
اینک آنچه مهم
است و ضرورت و اهمیت دارد این است که باید سریعتر برنامهریزی برای اجرای فاز دوم
هوشمندسازی آموزش را عملیاتی کرد. به دنبال پروژه موفق ایران دیجیتال، و با توجه
به مطالبه نسل جدید، برنامه توسعه دستیارهای هوش مصنوعی برای معلمان و سایر
ابزارهای آموزشی هوشمند در دستور کار قرار گرفته است، و ضرورت ایجاب می کند برنامه
ایران دیجیتال با قدرت ادامه یابد. از اینرو در راستای تحقق اهداف برنامه هفتم
توسعه، لازم است وزارت ارتباطات، وزارت آموزش و پرورش و سازمان آموزش فنی و حرفهای
همکاری همه جانبه و مشترکی برای تربیت نیروی انسانی متخصص داشته باشند.
بخشی از آموزش
نیروی کار باید به صورت ترکیبی انجام شود و وزارت ارتباطات آمادگی دارد مراکز
آموزشی آموزش و پرورش و سازمان فنی و حرفهای را تجهیز کند. امروز کشور بیش از هر
زمان دیگری به تکنسینهای ماهر در حوزه ارتباطات نیاز دارد. از مزایای توسعه آموزش
مهارتهای فناورانه این است که آموزشهای کوتاهمدت در حوزه فناوری اطلاعات میتواند
به سرعت افراد را وارد بازار کار کند. مهارتهایی مانند برنامهنویسی، امنیت سایبری
و سایر حوزههای فناوری لزوماً نیازمند آموزش دانشگاهی نیستند و حتی دانشآموزان
دوره دبیرستان نیز میتوانند آنها را فرا بگیرند. فردی که برنامهنویسی را به خوبی
یاد بگیرد، میتواند از همان ابتدای ورود به بازار کار درآمدی بسیار بالاتر از بسیاری
از مشاغل سنتی داشته باشد. جهان به سمت شکلگیری شرکتهای تکنفره میلیارد دلاری
حرکت میکند و نظام آموزشی کشور باید خود را برای این آینده آماده کند.